و بعد از این که بعد از ظهر تک زدم بهشون اس دادن:
حوا:جونم
من:هیچی نامرد نامرد نامرد نامرد
من: خیلی نامردی خیلییییییییییییییییییییییییییییییییی
حوا:ا ا ا چرا نیستم نیستم نیستم
من: تو باید اولین نفر میبودی ...[ناراحت]
حوا : ها !!اولین نفر میبودم؟یعنی چی
من : یعنی اینکه اولین نفر هیچییییی نگفتی تازه الانشم هیچی یادت نیست[ناراحت]
حوا: یعنی چی ! چی باید بگم
من : هیچی نااااااااااااااامرد[ناراحت][گریه]
بعد دیگه هیچی جواب ندادم بعد نیم ساعت اس دادم
مثلا تولدم بوداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
نامرددددددددددددددددددددددددددد
بعد یه ساعت تازه زنگ زده که واااااااااای ببخشید اصلا یادم نبود...........
والا همینه که میگن اخرالزمان جای مرد و زن عوض میشه ها
چون همیشه اقایون یادشون میرههههه
اما خب بنده خدا دو هفته پیش که رفته بودیم اونجا کادو هاش رو تو عروسی بهم داد اما خب امروز حواسش نبود
کادو دادنش هم باحال بود
هی میگفت کادوهات رو چیکار کنم به کی بدم
حالا خوب بود بیشتر از چند متر با هم فاصله نداشتیم اما خب ...
اس دادم بده مامانم
بعد به مامانم هم گفتم اون وسیله هام رو از حوا بگیر
مادرم هم بهش گفته بود این کیف من اینجاست درش هم بازه هرچی میخوای بذار توش
بعد هم حوا خانوم لباس های کادویی که خریده بود رو گذاشته بود روش
و اینگونه بود که با حفظ اقدامات امنیتی و به دور از چشم های امنیتی کادو های تولدمون رو دو هفته پیش دریافت کردیم
دربست تا خوشبختی...
ما را در سایت دربست تا خوشبختی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 31